X
تبلیغات
رایتل

توسعه از ما شروع می شود

دوشنبه 17 اردیبهشت 1397

بیایید از خودمان شروع کنیم تا شاید اندکی از این ‌همه عقب‌ماندگی برطرف شود. بیایید از غرور نابجایمان بکاهیم و کمی از آن پائین پائین‌ها به دنیا و مردمان دیگر نگاه کنیم. باور کنید آن‌طور که فکر می‌کنیم ما در نگاه مردم دیگر کشورها اَبَر انسان نیستیم. اگر به تاریخ 2500 یا به ادعای بعضی‌ها 7 هزار ساله خودمان می‌نازیم، کافی است نگاهی هم به تاریخ یونان بیندازیم که امروز هرچه علم، فلسفه و دانش بشری وجود دارد، از آنجا سرچشمه گرفته است. ما جامعه‌ای هستیم پر از ایراد که در جهل مرکب به سر می‌برد؛ یعنی اغلب نمی‌دانیم که نمی‌دانیم. اگر می‌دانستیم که نمی‌دانیم هرگز درباره همه مسائل از شرایط ژئوپولتیک منطقه گرفته تا استراتژی توسعه صنعتی کشورهای اسکاندیناوی به‌عنوان یک کارشناس اظهارنظر نمی‌کردیم؛ ای‌کاش حداقل می‌دانستیم و اظهارنظر می‌کردیم.

جایی خواندم در سال 2014 مردم آمریکا 1.4 میلیارد بازدید از کتابخانه‌ها داشتند. راستی ما چقدر مطالعه می‌کنیم؟ در بهترین حالتِ ممکن، چند سال یک بار با پُز روشن‌فکری وارد یک کتاب‌فروشی می شویم و کتابی می‌خریم، نهایتاً آن را در کمدمان می‌گذاریم و برای اینکه به دیگران هم ثابت کنیم کتاب‌خوان هستیم عکسش را هم در اینستاگرام استوری می‌کنیم.

اصفهانی‌ها اصطلاحی جالب برای توصیف حال افراد خودبرتربین دارند. جامعه امروز ایران مصداق عینی این اصطلاح است. عرب، افغان، ترک و... را مورد تمسخر قرار می‌دهیم و به برتری واهی‌مان می‌نازیم. نمی‌دانم این خودبرتربینی از کجا آمده ولی پس از سال‌ها کار روزنامه‌نگاری حداقل این را می‌دانم که نه اقتصاد درست‌وحسابی داریم و نه در عرصه سیاست از جایگاه آن‌چنانی در دنیا برخوردار هستیم. از رتبه پاسپورت و ارزش پولمان هم که دیگر نمی‌خواهم چیزی بگویم؛ پس منشأ این همه ادعا کجاست؟

ای‌کاش سر عقل بیاییم و جایگاه خودمان را بشناسیم. فقط در این حالت است که می‌توانیم به توسعه شخصیت خودمان و توسعه کشور کمک کنیم. کشورهای توسعه‌یافته مردمانی با شخصیت‌های توسعه‌یافته دارند؛ بنابراین باید تک‌تک ما هم ارزش‌های مثبت درونی خودمان را توسعه دهیم و بعد به سراغ رفع ایرادهای خانه، جامعه، اقتصاد، سیاست و فرهنگمان برویم. واضح‌ترش این است که حسادت، خودبرتربینی، نژادپرستی، کینه‌جویی، نفرت پراکنی، ترور شخصیت افراد و بی‌احترامی به حقوق دیگران را کنار بگذاریم و با کمک عقلانیت به شهروندانی با شخصیت توسعه‌یافته تبدیل شویم. شخصیتِ توسعه‌یافته برای کباب درست کردن جنگل را آتش نمی‌زند و رانندگی را به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل نمی‌کند. شخصیت توسعه‌یافته دروغ هم خیلی کم می‌گوید یا اصلاً نمی‌گوید، چون او می‌داند اعتماد یک سرمایه اجتماعی است که اگر از بین برود، جامعه دچار سقوط اخلاقی می‌شود.

شخصیت توسعه‌یافته از یک ویژگی بسیار مهم به نام «مسئولیت‌پذیری» نیز برخوردار است. ما نباید مدام چشممان را به دولت بدوزیم و سؤال کنیم چرا این کار یا آن کار را انجام نداد. جامعه ما از مشروطه به این ‌سو در رویای توسعه و نوگرایی به سر برده است؛ ولی همواره اعتقادش بر این بوده که همه‌چیز در گرو تصمیم‌های دولت است. حال‌آنکه توسعه در بستر روابط دو سویه مردم و دولت اتفاق می‌افتد؛ به‌بیان‌دیگر کشور هنگامی در مسیر توسعه حرکت خواهد کرد که جامعه و دولت به وظایفشان آگاه باشند و کاملاً به آن عمل کنند. آیا ما به وظیفه خود عمل می‌کنیم؟

صلح در مدار 38 درجه

یکشنبه 9 اردیبهشت 1397

دیشب دونالد ترامپ در توئیتی اعلام کرد «جنگ دو کره به پایان رسید.» شاید بهتر بود می‌نوشت کُره شمالی صلح را انتخاب کرد؛ کره‌ای که از سال 1953 میلادی در انزوا به سر می‌برد؛ اما با تدبیر رهبر جوانش توانست مسیر تاریخ را تغییر دهد و وارد روند صلح شود.

«کیم جونگ اون» و «مون جائه این» دیروز (27 آوریل) برای نخستین بار در مدار 38 درجه شمالی دیدار کردند؛ جایی که در سپتامبر 1945 به عنوان مرز دو کره انتخاب شده بود. در آن زمان پیونگ‌یانگ به دامان شوروی افتاد و آمریکا هم سرمست از اینکه بر سئول تسلط یافته است. حالا 68 سال از آن توطئه بزرگ گذشته و رهبران دو کره در همان نقطه مرزی یکدیگر را در آغوش گرفتند؛ رخ دادی تاریخی که غول‌های رسانه‌ای جهان از جمله رویترز، آسوشیتدپرس، ان اچ کی و فرانس پرس آن را پوشش دادند.

همه می‌دانند نقش ایالات‌متحده و توپ‌وتشرهای ترامپ تا چه اندازه در نرم شدن کیم تاثیر گذار بوده است. هیچ‌کس باور نمی‌کرد «راکت منِ» شبه‌جزیره کره روزی سر میز مذاکره بنشیند و با رئیس سازمان سیا گفت‌وگو کند. با قاطعیت می‌توان گفت تاکنون هیچ کشوری به اندازه کره شمالی آمریکا و متحدانش را به چالش نکشیده است. پیونگ‌یانگ با اعتمادبه‌نفس بالایی که از بمب‌های اتمی‌اش می‌گرفت، آمریکا را تهدید به نابودی می‌کرد و از طرفی مردمش به دلیل سوءتغذیه تلف می‌شدند.

برای اینکه تصور بهتری از این مسئله داشته باشیم باید به یاد بیاوریم که مردم کره جنوبی چگونه بطری‌های پر از برنج را برای مردم کره شمالی به دریا پرتاب می‌کردند. این اواخر اما عرصه برای کیم تنگ‌تر از هر زمان دیگری شده بود؛ چراکه ترامپ ناگوارترین تحریم‌ها را با لحنی خشن توأم ساخت تا توی دل رهبر جوان کره را خالی کند. واژه «ناگوار» را به این دلیل به کار می‌برم که تحریم‌های اخیر ایالات‌متحده به‌اندازه‌ای تاثیرگذار بودند که پیونگ‌یانگ نتوانست آن را هضم کند.

جرج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در سال 2003 در کنگره این کشور، کره شمالی را یکی از سه کشورهایی برشمرده بود که محور شرارت را تشکیل می‌دهند؛ ولی حالا به نظر می‌رسد سران ارشد کره شمالی با تمام وجود به این درک رسیده‌اند که جهان جای دیگری شده و اندیشه نظامی‌گری توأم با تهدید دیگران چیزی جز انزوا و فلاکت اقتصادی در پی ندارد. آن‌ها با همین درک، پیونگ‌یانگ را از سقوط حتمی نجات دادند و در مدار 38 درجه، صلح را به‌جای جنگ با سئول انتخاب کردند.

بگذارید صنعت نساجی دوباره نفس بکشد

یکشنبه 19 فروردین 1397

ما زمانی یکی از قطب‌های نساجی جهان بودیم؛ اما دلارهای نفتی که اغلب بخش‌های مولد اقتصادی کشور را از بین برده است، به صنعت نساجی هم رحمی نکرد و مانند هیولایی کارخانه‌های تولیدی پارچه و نخ را از بین برد. ما به جای این‌که درآمدهای نفتی را صرف تقویت پایه‌های این صنعت مادر کنیم، به واردات گسترده پارچه از چین و ترکیه اختصاص دادیم و نساجی را به اوضاع وخیم کنونی رساندیم.

همه آن چیزی که برای تولید مرغوب‌ترین پارچه‌ها نیاز است، در ایران وجود دارد؛ از نیروی متخصص گرفته تا مواد اولیه و ماشین‌های پیشرفته. ولی چیزی که برای رقابت با دیگر کشورها از آن محروم هستیم، عقلانیت است. وقتی بهره‌وری در تولید پائین آمد ما به عقلانیت بی‌توجه بودیم، وقتی درآمدهای نفتی به‌شدت افزایش یافت، آن را صرف واردات نخ و پارچه‌هایی کردیم که در ایران در حال تولید بود. این مسئله یعنی ما بازهم عقلانیت را فراموش کرده بودیم.

بگذارید بخش تولید و به‌ویژه صنعت نساجی دوباره نفس بکشد و آن هزاران نفری را که اخراج کرده است دوباره به سرکار بازگرداند. دولت اگر دلسوز تولید است باید، در نظام مالیاتی خود تجدیدنظر کند و فشارها را کاهش دهد. ایران در شاخص قیمت تولیدکننده یا PPI جایگاه خوبی ندارد؛ این یعنی قیمت تمام‌شده کالاها بالا است؛ بنابراین دولت باید این مسئله را حل کند و کمک کند بهره‌وری در صنعت نساجی افزایش یابد. فعالان صنعت نساجی قطعاً چیز زیادی از دولت نمی‌خواهند. همین‌که اندکی از فشارهای مالیاتی کاسته شود و واردات بی‌رویه پارچه و نخ کنترل شوند برای آن‌ها کافی است.


منبع: روزنامه زاینده رود

۱۵ فروردین ۱۳۹۷

مارکس چه گفت که برآشفتید؟!

چهارشنبه 23 اسفند 1396

امروز چهاردهم مارس، سالگرد درگذشت اندیشمند بزرگ «کارل هاینریش مارکس» است. همو که سرمایه‌اش را در اتاق مطالعه هر اقتصاددانی اعم از چپ و راست می‌توان پیدا کرد؛ هرچند بعید می‌دانم راست‌های افراطی که طوطی‌وار نظریه «دست نامرئی» آدام اسمیت را تکرار می‌کنند حتی نگاهی گذرا به این اثر تاریخی انداخته باشند.

بد نیست برای یک بار هم که شده نگاه دیگری به مارکس داشته باشیم. نگاهی انسانی و از دریچه عقل و نه از روی جو زدگی. مگر مارکس چه گفت که وقتی نامی از او برده می‌شود، رنگ رخسارتان قرمز می‌شود و به نظریه‌های او می‌تازید؟! حرف مارکس این بود که «وظیفه ما نه تفسیر جهان بلکه تغییر آن است.» می‌دانم این جمله به مذاق بورژواهای محافظه‌ کاری که سود مالی خود را در گرو ثبات مناسبات اجتماعی و ساختارهای اقتصادی ناعادلانه می‌بینند، خوش نمی‌آید؛ اما نمایندگان آن‌ها در رسانه‌ها باید حواس‌شان باشد که هنگام قضاوت درباره این اندیشمند بزرگ، منافع اربابان خود را در نتیجه‌گیری دخالت ندهند.

منافع اربابان شما آنجا پای دستگاه‌ها و ماشین‌های خشنی است که کودکان معصوم را قربانی تولید بیشتر و لطافت زنان را در ازای دستمزدی اندک به کالاهای پرسود تبدیل می‌کند. منافع‌تان را در جایی جست‌وجو کنید که انسانیت را زیر پا گذاشتید و برای تحصیل مال بیشتر اخلاق را هم قربانی کردید. منافع‌تان را در سوله‌های سرد و تاریکی جست‌وجو کنید که برای یک پرس غذا، گرسنگان را به بیگاری می‌کشید. من مارکسیست، کمونیست یا سوسیالیست نیستم ولی وقتی شکمِ گنده‌ای را که به فرمان خودرو دو میلیاردی چسبیده می‌بینم، از بوی تعفن سرمایه‌داری سرگیجه می‌گیرم.

بازوی رسانه‌ای این شکم‌گنده‌ها همان به اصطلاح اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد هستند که از صبح تا عصر در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها، یکسره در حال مصاحبه، نوشتن یادداشت و تحلیل درباره ارز تک‌نرخی، ارز شناور و قیمت واقعی ارز هستند و تلاش می‌کنند برای اربابان خود در پوشش اقتصاددان از دولت امتیاز بگیرند.

مارکس خواهان دنیای بهتری برای همه بود؛ دنیایی که کرامت انسانی در آن حفظ شود و کسی بر کسی برتری نداشته باشد. اگر برخی حکومت‌ها با ادعاهای کمونیستی به کشور خود گند زدند، مقصر آن مارکس نیست. من مارکس را نه در عمل پیروان او بلکه در کتاب سرمایه جست‌وجو می‌کنم. حتی خود هاینریش مارکس زمانی از رفتار عجیب و تندروی مریدانش سرخورده شد؛ پس چه لزومی دارد مارکس را در ترازوی ندانم‌کاری‌های پیروانش بسنجید؟

ایستگاه انتظار!

سه‌شنبه 22 اسفند 1396

دست سرد روزگار حالا این پژمردگان زیبا را به پرت‌ترین نقطه شهر اصفهان پرتاب کرده؛ جایی که رخوت سراسر فضایش را پر کرده است. آنجا ثانیه‌ها در اتاق‌های تاریکِ زنان سالخورده کُند می‌گذشت و پیرمردانی که زمانی برای خودشان برو بیایی داشتند و کوچه‌ها و خیابان‌های محله و شهر زیر گام‌های محکم‌شان می‌لرزید، چقدر نرم و آهسته قدم برمی‌داشتند. روزگار با آدم‌ها چه می‌کند... ما هرگز اندوه و عمق تنهایی آن‌ها را درک نخواهیم کرد.

«خانه سالمندان»، «آسایشگاه سالمندان» یا هر کوفت زهرمار دیگری عبارت‌هایی هستند برای تلطیف فضای برزخ گونه‌ای که مثل ایستگاه انتظار است؛ انتظاری برای پایان...

خیلی باید بی‌معرفت باشی که مادرت را در ساختمانی سرد و بی‌روح وسط بیابان‌ها به حال خودش رها کنی؛ کسی که هیچ‌گاه حاضر نشد تو را حتی یک‌لحظه از خودش دور کند. پدرت را به یاد می‌آوری؟ او که در خوشی و ناخوشی سرکار می‌رفت تا تو بهتر زندگی کنی. حالا که به قیمت پینه بستن دست‌هایش، دست چپ و راستت را می‌شناسی، خیلی باید سنگدل باشی که او را تا دم در برزخ (آسایشگاه) بیاوری و بعد خودت فرار را برقرار کنی! فرار از چه؟ از پلید بودنت؟

آن معلم دوره ابتدایی را بگو... او دیگر چرا؟! او که بهترین سال‌های عمرش را صرف تربیت و آموزش کودکانی کرده که قرار بود شرایط بهتری را برای جامعه رقم بزنند. حالا اما جامعه‌ای بی‌رحم را نظاره‌گر است که پدر و مادر سالخورده را یک‌چیز اضافه می‌داند. انگار تر و خشک در این جهنم باهم می‌سوزند.


عکس: سامان خوش پیمان

عدالت برای زنان؛ توسعه برای ایران

دوشنبه 14 اسفند 1396

ایران از جمله کشورهایی محسوب می‌شود که بین سنت و مدرنیته گیر کرده است. مردمان این سرزمین گاهی به مظاهر مدرنیَت چنگ می‌زنند و گاهی هم به سنت‌های خود بازمی‌گردند. ما باید در یک نقطه، تکلیف خودمان را روشن کنیم. آیا می‌خواهیم درجا بزنیم و از روزگار عقب بی‌افتیم یا یک کشور مدرن و مترقی که عدالت در آن حرف نخست را می‌زند، باشیم.
ما ظرفیت‌های مادی و معنوی فراوانی در اختیار داریم و به‌عنوان یک کشور مسلمان می‌توانیم با استفاده از سرمایه‌های انسانی خود، تبدیل به یک الگو برای سایر ملل منطقه باشیم؛ اما ما بخشی از سرمایه‌های خود را تلف کرده‌ایم و به بسیاری از سرمایه‌های خود بی‌اعتنا بوده‌ایم. این اتلاف سرمایه و بی‌اعتنایی به بخش دیگری از سرمایه‌ها تبدیل به مانع بزرگی برای رشد اقتصاد کشور و جلوگیری از بالفعل شدن استعدادها و مهارت‌ها شده است.
طی دهه‌های اخیر بسیاری از زنان توانمند را که از سرمایه‌های این کشور به‌حساب می‌آیند، نادیده گرفته‌ایم و از اثرات مثبتی که آن‌ها می‌توانند در اقتصاد داشته باشند بی‌بهره بوده‌ایم. این در حالیست که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به‌خوبی زمینه قانونی را برای حضور آن‌ها در اجتماع و اقتصاد فراهم کرده است و مانعی از این جهت وجود ندارد. هرچند که اوضاع برای جامعه زنان ایرانی بهتر از گذشته شده است، اگر خواهان توسعه و ترقی ایران هستیم، باید به نیم دیگر جمعیت کشور هم حق بدهیم که در کنار مردان به نقش‌آفرینی بپردازند و در رشد اقتصادی سهم داشته باشند.
ایران یک کشور 80 میلیونی است و همسایه ما ترکیه هم تقریبا همین جمعیت را دارد؛ نگاه کنید به تولید ناخالص داخلی آن‌ها و مقایسه کنید با تولید ناخالص داخلی ایران. GDP آن‌ها دو برابر GDP ما است؛ آیا نادیده گرفتن نیمی از جمعیت ایران یکی از دلایل مهم این عقب‌ماندگی نیست؟
با این حال نباید به مسئله نقش کم‌رنگ زنان در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی و... یک بُعدی نگاه کرد. زنان نیز باید بیشتر از این مطالبه گر باشند و بدانند که برای حضور در سیاست، اقتصاد و اجتماع علاوه بر تحصیلات، نیاز به «توانمند شدن» دارند. زنان و دختران ایرانی باید این مسئله را نیز درک کنند که «هم‌زمان نمی‌توان هم امتیازات زن شرقی را داشت و هم از امتیازات زن غربی استفاده کرد!»

مقاله‌ای را با عنوان «توسعه را به زنان بسپارید» در هشت صفحه برای «دومین همایش ملی جایگاه زنان در کارآفرینی و توسعه پایدار» نوشته‌ام که در ادامه می‌توانید دانلود و مطالعه کنید.


فایل PDF مقاله «توسعه را به زنان بسپارید»
دانلود فایل با لینک مستقیم

بودجه مخفی شهرداری اصفهان

دوشنبه 7 اسفند 1396

این گزارش با اندکی تغییر در تیتر و متن در روزنامه همشهری اصفهان چاپ شده است 


شهرداری می‌گوید بودجه 97 اصفهان با دو هزار نفر - ساعت کار کارشناسی تنظیم شده و از دقت بالایی برخوردار است. این بودجه سه هزار میلیارد تومانی که گفته می‌شود توسعه و تقویت ناوگان حمل‌ونقل عمومی، کاهش مشکلات زیست‌محیطی و توسعه گردشگری با مشارکت بخش خصوصی را در اولویت قرار داده است، هنوز متن کاملش منتشر نشده و به جز چند ردیف کم‌اهمیت آن، رسانه‌ها از جزئیات مهم آن بی‌اطلاع هستند.



بودجه شهرداری‌ها اگر دارای اهمیت بیشتری از بودجه کل کشور نباشند، بی‌گمان کم‌اهمیت‌تر از آن‌ هم نیستند. بر کسی پوشیده نیست که فعالیت‌های شهرداری در ارتباط تنگاتنگ با زندگی روزمره شهروندان است و هرچه برنامه‌ریزی‌های این نهاد مردمی، مبتنی بر صداقت، شفافیت و خواست شهروندان باشد، موفق‌تر خواهد بود. اساساً یکی از دلایل بودجه‌ریزی، شفافیت در انجام فعالیت‌ها و تخصیص‌هاست؛ بنابراین مخفی نگاه‌داشتن عملیاتی‌ترین برنامه شهرداری، ماهیت بودجه‌ریزی را زیر سؤال می‌برد.

اولویت‌های بودجه

بودجه سال 1397 شهرداری اصفهان اول بهمن به شورای اسلامی شهر ارائه‌شده و به گفته سخنگوی این شورا ردیف‌های اصلی آن بررسی نهایی شده و آماده هستند. مهدی مقدری چندی پیش با حضور در برنامه تلویزیونی «اینجا اصفهان» به تشریح برخی از اولویت‌های شهرداری در بودجه پرداخت و مهم‌ترین اولویت‌های در نظر گرفته‌شده برای سال آینده را کاهش آلایندگی‌ها، توسعه فضای سبز، توسعه ناوگان حمل‌ونقل عمومی، بهبود زیرساخت‌های گردشگری و تغییر رویکرد در برنامه‌های فرهنگی عنوان کرد. اعلام این اولویت‌های مهم بودجه اگرچه گام مثبتی از سوی شورای شهر اصفهان برای تنویر افکار عمومی محسوب می‌شود، قطعاً ردیف‌ها و جزئیات بسیار مهم‌تری نیز مانند هزینه‌های جاری، عمرانی و... در بودجه شهرداری اصفهان وجود دارند که هنوز رسانه‌ها و مردم از آن‌ها بی‌خبرند.

انتشار بودجه بعد از تصویب!

شاید یکی از دلایل محافظه‌کاری شورای شهر و عدم انتشار برنامه دخل‌وخرج شهرداری اصفهان، تاثیر منفی جنجال‌هایی است که بر سر بودجه 97 کل کشور به وجود آمد. چندی پیش برخی ردیف‌های بودجه کشور مورد انتقاد تند مردم در شبکه‌های اجتماعی قرار گرفت و مجلس شورای اسلامی نیز دست به اصلاحاتی هرچند اندک در این ردیف‌ها زد. عضو شورای شهر اصفهان به «همشهری» می‌گوید: «بودجه 97 اصفهان در کمیسیون‌های مرتبط، بررسی و چکش‌کاری شده و اعضای کمیسیون‌ها با توجه به خواست مردم و سیاست‌های شورای پنجم، لایحه بودجه را مورد اصلاح قرار داده‌اند؛ بنابراین در آخرین هفته بهمن این لایحه تصویب خواهد شد.»

پورمحمد شریعتی نیا درباره دلیل انتشار نیافتن متن کامل بودجه شهرداری نیز می‌گوید: «لایحه بودجه قبل از آمدن به صحن شورا باید در کمیسیون‌ها کاملاً مورد بررسی قرار بگیرد و هنگامی‌که به نتیجه و تصویب رسید به آگاهی مردم خواهیم رساند.» استدلال این عضو کمیسیون اقتصادی شورای شهر اصفهان در حالی است که جلوگیری از انتشار لایحه بودجه قبل از تصویب، شورای شهر را از نقد بررسی کارشناسان و رسانه‌ها محروم می‌کند و در نتیجه، نقایص و کاستی‌های آن پنهان می‌ماند. اما شریعتی نیا با اذعان بر اینکه لازم است بودجه قبل از تصویب در اختیار رسانه‌ها قرار بگیرد، بر شفافیت شورای شهر اصفهان تأکید و تصریح می‌کند: «بنا داریم متن کامل بودجه را پس از تصویب در اختیار مردم قرار دهیم تا هیچ ابهامی برای هیچ شهروندی درباره درآمد و هزینه‌ها به وجود نیاید. ان‌شاءالله پس از مطرح‌شدن بودجه در صحن شورا، رسانه‌ها، شهروندان، اهل خرد و کسانی که به سرنوشت شهرشان علاقه دارند، در جریان قرار خواهند گرفت.»

لگد به اعتماد شهروندان

سیاست شورای اسلامی شهر اصفهان در ارتباط با مخفی نگاه‌داشتن بودجه شهرداری در حالی است که ماهیت این نهاد نظارتی همراهی با مردم و اجرا کردن خواست آن‌ها در قالب تدوین و تنظیم قوانین است. عبدالله، رضایی، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل شهری با تأکید بر اینکه منتشر نشدن متن لایحه بودجه، به عدم شفافیت‌ها در جامعه دامن می‌زند، می‌افزاید: «ارتباط مردم با شهرداری و شورای شهر بر مبنای اعتماد و اطمینان بنا شده است و اگر این ارتباط آسیب ببیند، قطعاً به ضرر هر دو طرف خواهد بود.» وی می‌گوید: شهرداری‌ها همواره ادعا دارند فعالیت‌هایشان در اتاق شیشه‌ای انجام می‌شود؛ اما رویکرد شهرداری اصفهان در ارتباط با بودجه، خلاف این موضوع است.

رضایی با تأکید بر اینکه اعضای شورای شهر اصفهان باید به وعده‌های خود توجه داشته باشند و آن‌ها را فراموش نکنند، ادامه می‌دهد: «منتشر شدن متن کامل بودجه می‌تواند به مثابه یک ابزار برای کنترل انتظارهای شهروندان باشد؛ به‌بیان‌دیگر مردم وقتی در جریان محدودیت منابع و درآمدهای شهرداری قرار بگیرند، طبیعتاً انتظارات خود را با در نظر گرفتن محدودیت‌های بودجه تعدیل خواهند کرد؛ بنابراین فکر می‌کنم در جریان گذاشتن مردم از امور مرتبط با دخل‌وخرج‌ها به نفع خود شهرداری است.»

گذشته از همه تفسیرها درباره این مسئله، انتشار متن بودجه 97 شهرداری اصفهان و اطلاع‌رسانی جزئیات کامل آن می‌توانست نخستین آزمون برای شورایی باشد که اعضای آن با وعده‌های اصلاح‌طلبانه رأی مردم را به دست آورده‌اند. اگرچه شورای پنجم و شهردار جدید در این آزمون رد شدند، این فرصت همچنان برای آن‌ها وجود دارد که در آینده، اعتماد کامل اصفهانی‌ها را برای مدیریت بهتر شهر جلب کنند.


مجتبی نیک اقبال   1396/11/29

( تعداد کل: 177 )
   1       2       3       4       5       ...       26    >>